گاه نوشت های من، حسین طارمیلر

یادداشتهایی در باره ی زندگی، آرامش و غم زدایی

گاه نوشت های من، حسین طارمیلر

یادداشتهایی در باره ی زندگی، آرامش و غم زدایی

من؟ حسین طارمیلر. کسی که به دنبال فهم بهتر زندگی و جهان است . اینجا از هنر زندگی کردن می نویسم و مخاطب این وبلاگ قبل از هر کس خودم هستم. مینویسم تا بعدا فراموش نکنم و بدانم که قبلا در مورد مسایل چطور فکر میکرده ام.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرامش» ثبت شده است

غالبا از دوران کودکی ما از محیط یاد میگیریم که برای آن که هر چه راحت تر زندگی کنیم باید بر محیطمان و آن چه در آن میگذرد کنترل داشته باشیم. و این روحیه تا بزرگسالی هم با ما همراه می مانَد. این آموزه علی رغم مزایایی که ممکن است داشته باشد معایبی هم دارد. از آنجایی که هر چیزی هزینه ای دارد و هیچ چیزی رایگان به دست نمی آید خوب است بدانیم که کنترلگری برای ما چیزهایی می آورد و در کنارش چیزهایی از ما می گیرد. 

کنترلگری می تواند برای شخص این قابلیت را به ارمغان بیاورد که فرد بتواند به آنچه در اطرافش می گذرد نظارت و کنترل داشته باشد و بتواند چیزهایی را آن طور که می خواهد تغییر دهد. اما اما نترلگری یک باگ اساسی هم دارد و آن این که فردی که به کنترلگری روی می آورد رفته رفته تصور میکند هر چیزی را می تواند کنترل کند. و این خطایی بزرگ است. این دنیا ر است از چیزهایی که غیر قابل کنترل نیستند.  بنا بر این فردی که کنترلگری می کند رفته رفته با تلاش برای کنترل چیزهایی که در ید کنترل او نیستند هزینه های سنگین پرداخت میکند که از کیسه آرامش او پرداخت می شوند. هر چه بیشتر تلاش کنیم چیزهایی را که در کنترل ما نیستند به کنترل خودمان درآوریم بیشتر باید از کیسه آرامشمان خرج کنیم. تا جایی که روزی می بینیم کیسه آرامشمان خالی شده. و البته این هزینه ای بس گزاف است. اندوخته ی آرامش گرانقیمت ترین چیزی است که هر کس دارد. و خرج کردن از کیسه آرامش شاید گرانترین هزینه ای باشد که هر کس در زندگی پرداخت می کند. چرا که اندوخته و ذخیره ی آرامش برای هر کس به معنی داشتن کنترل بر خود است. و هنگامی که آرامش از دست رفت دیگر کنترلی بر خود نخواهیم داشت و اینجا آستانه تجربه همه احساسات ناخوشایند است.




مطالب مشابه:

آرامش زمینی برای زندگی

زندگی در صدف خویش گوهر ساختن است

  • حسین طارمیلر

پیش از این چند مطلب در مورد آرامش ذهنی نوشته ام که بعضی هایشان را در قالب مجموعه ی رواقیون و زندگی شادمانه منتشر کرده ام و بعضی هایشان را هم بدون دسته بندی خاصی منتشر کرده ام و بعضی هایشان را هم هنوز منتشر نکرده ام. اما همچنان دوست دارم در این باره بنویسم. و فکر میکنم هر چه در این باره بنویسیم باز هم کم است. 

2500 سال پیش دیوژن خُم نشین می گفت: آرامش یک مفهوم ذهنی است. یعنی آرامش در بیرون از ما نیست. چیزی نیست که بتوانیم آن را در بیرون از خودمان پیدا کنیم. نمیتوانیم آن را در پول و ثروت و قدرت و ماشین خوب و خانه چند هزار متری و ... پیدا کنیم. البته که وجود ثروت تا حدی که نیاز های اولیه را در انسان مهیا کند لازم و ضروریست و قطعا موجب آرامش خاطر است. اما در نگاه کلی دیوژن و کلبیون همان را هم برای داشتن آرامش لازم نمی بینند. 

به گفته دیوژن 2500 سال پیش و رواشناسان امروز آرامش یک مفهوم  درونیست. وقتی می گوییم آرامش درونیست یعنی صحبت از روح و روان و جان آدمی می کنیم. یعنی ما زمانی آرامش داریم که روح و روان ما در آرامش است. یعنی همان زمانی که چیزی را تحلیل نمیکنیم، با چیزی مقابله نمی کنیم، چیز ها را همانطور که هستند می پذیریم، آن زمان آرامش داریم. 

اگر بخواهیم از نظر روانشناسی و فلسفه علت از دست رفت ارامش را بررسی کنیم به یک جواب می رسیم. خودمان. 

یعنی هیچ کس نمی تواند ارامش ما را به هم بریزد. تنها کسی که می تواند ارامش ما را به هم بریزد خودمان هستیم. اشتباه نکنید منظورم این نیست که برای کسب ارامش به جنگ خودمان برویم.  منظورم این است که ما گاهی ارامشمان را به وجود چیز هایی گره میزنیم که در صورت دور شدن ان چیز ها از زندگی ما انگاه ارامش ما هم به هم میریزد.

تصور کنید من ارامشم را به داشتن یک خودرو سالم گره بزنم. به محض این که این خودرو در راه خراب شود من دیگر ارامش نخواهم داشت. 

ما معمولا با ساخت تصاویر خاص و زیبا و رویایی در ذهنمان و مقایسه ان با چیزی که در دنیای بیرون داریم و دیدن اختلاف زیاد بین انها باعث می شویم ارامشمان ازدست برود و دچار غم و اندوه یا خشم و اظطراب بشویم.



مطالب مشابه:

نسبت کنترلگری و آرامش

  • حسین طارمیلر