گاه نوشت های من، حسین طارمیلر

یادداشتهایی در باره ی زندگی، آرامش و غم زدایی

گاه نوشت های من، حسین طارمیلر

یادداشتهایی در باره ی زندگی، آرامش و غم زدایی

من؟ حسین طارمیلر. کسی که به دنبال فهم بهتر زندگی و جهان است . اینجا از هنر زندگی کردن می نویسم و مخاطب این وبلاگ قبل از هر کس خودم هستم. مینویسم تا بعدا فراموش نکنم و بدانم که قبلا در مورد مسایل چطور فکر میکرده ام.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

باور ها

۳۰
شهریور

این مطلب را مینوسم صرف برای این که وقتی وبلاگ را باز میکنم مطلب قبلی را برای اولین چیز نبینم.
هر کس باورهایی دارد و این باور ها ممکن است در طول زمان تغییر کند یا نکند.

باوری که در من تغییر کرده و به شکل جدید در امده این است.


اینستاگرام من


باور



خوشبختی در نگاه ماست نه در آنچه به آن مینگریم.
  • حسین طارمیلر

گذر عمر

۱۹
شهریور

یک روز دیگر هم گذشت.

و من همچنان روزه سکوت گرفته ام.

روزه ای از روی ترس، نه از روی اگاهی

هرچند به ترسم اگاهی دارم.

سکوت کرده ام و میبینم که روزگار دارد تکه ای از مرا هر روز میبرد و دورتر میکند و جانم را میکاهد.

گل گلدان را باید ابیاری کنم

تشنه است

تا کجا میتواند تشنه بماند؟

اخر روزی به خاطر روزه ی من او میشکند. خشک میشود...


  • حسین طارمیلر

روزمره گی

۱۸
شهریور
گاهی می شود که دلت حرف زدن میخواهد.
نگاه که میکنی میبینی پر شده چاه دلت و فقط باید سطلی بیندازی بیرون بکشی... اما کو رمقی.
پر می شود پر می شود پر می شود
با خودت هم که حرف میزنی بارش سنگین تر میشود.
اصلا نمیدانی چه میخواهی بگویی...
فقط میدانی  میخواهی بگویی
تا نفسی بکشی
تا راحت شوی
به هر طرف اما نگاه میکنی فقط گوینده ها را میبینی
شنونده ای نیست
گوشی نیست


 
  • حسین طارمیلر

عشق

۰۳
شهریور

عشق...


خنک آن کس که در این راه خطیر
گام بگذاشت و بگذشت از جان...

  • حسین طارمیلر

مرگ و زندگی

۰۳
شهریور

سابق بر این ترسی از مرگ داشتم که تمام وجودم را فرا گرفته بود. برای مقابله با ان و به تاخیر انداختنش به طور عجیبی به توصیه های پزشکی عمل میکردم. حتی یک سال گیاه خوار شدم که نتایج معکوسی داد و عملا به مرگ نزدیک تر شدم....

اخیرا اما نظرم در مورد مرگ تغییر کرده است. به خصوص بعد از خواندن کتاب آخرین سخنرانی نوشته رندی پاش. رندی پاش یک دانشمند علوم کامپیوتر بود که در سن 42 سالگی متوجه شد به نوعی سرطان مهلک مبتلا شده است که کمتر از شش ماه فرصت زندگی در اختیار او می گذارد....


او کمتر از شش ماه زمان داشت ولی احتمالا بیشتر از خیلی از ماها زندگی کرد.

وقتی مهلت کوتاه زندگی را درک میکنیم تلاش میکنیم که با کیفیت بیشتری زنگی کنیم و صرفا به گذران وقت مشغول نباشیم.

 وقتی میدانیم زیاد وقت داریم کیفیت زندگی کم میشود. لجظه های به یاد ماندنی اش کم میشود. تجربه های نابش کم میشود. اما در فرصت محدود است که همه لحظات با دقت زیادی در ذهن و جان و روح ماثبت میشود و لدت بخش میشود.

مرگ اگاهی و این که بدانیم خواهیم مرد و به زودی از این دنیا خواهیم رفت نه تنها یک مصیبت نیست که یک موهوبت است که به ما این امتیاز را میدهد که انتخاب کنیم که چطور از زندگی و از این زمان کوتاه لذت ببریم.

  • حسین طارمیلر