گاه نوشت های من، حسین طارمیلر

یادداشتهایی در باره ی زندگی، آرامش و غم زدایی

گاه نوشت های من، حسین طارمیلر

یادداشتهایی در باره ی زندگی، آرامش و غم زدایی

من؟ حسین طارمیلر. کسی که به دنبال فهم بهتر زندگی و جهان است . اینجا از هنر زندگی کردن می نویسم و مخاطب این وبلاگ قبل از هر کس خودم هستم. مینویسم تا بعدا فراموش نکنم و بدانم که قبلا در مورد مسایل چطور فکر میکرده ام.

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

چشم ها را باید شست

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۴۱ ب.ظ

بسیاری از ما در زندگی روز مره با مشکلاتی مواجه می شویم یا در شرایط پر استرسی قرار می گیریم که نهایتا منجر به تحمل تنش های فراوان در روان ما می شود که گاه موقت و زود گذر و گاه ساعت ها و روز ها به طول می انجامد و در ما حس نا خوشایندی از احساس عدم ارامش را تولید میکند. گاهی با گذشت زمان های طولانی و فراموش کردن ان موضوعات وقتی دوباره همان مسایل را یاد اوری می کنیم مجددا همان احساس های نا خوشایند در ما تولید می شود، گویی همین لحظه که به ان موضوع فکر می کردیم ان اتفاق برایمان افتاده و دوباره خود را در شرایط مجسم میکنیم و دوباره حالمان بد می شود. اما چرا؟ مگر زمان های زیادی از ان موضوع نمی گذرد؟ مگر ما ان موضوع را برای خودمان حل نکرده ایم؟ مگر ما به ارامش نرسیده بودیم؟ حالا چرا دو باره احساس نا ارام بودن در درون خود می کنیم؟

پاسخ ان در قالب کلمات اسان و و در قالب عمل کمی سخت است. واقعیت این است که فراموش کردن هنری است که کمتر کسی ان را بلد است. عده زیادی از ما در دام مشکلات و اتفاقات می افتیم و نمی توانیم از فکر کردن به مشکلات روز مره ی خود رهایی یابیم. و هر چه بیشتر به ان فکر میکنیم بیشتر از دنیای واقعی دور و در افکار خود غرق می شویم. و البته هر چه بیشتر فکر کنیم سخت تر می توانیم فراموش کنیم. و هر چه سخت تر فراموش کنیم ان فکر بیشتر در ذهن ما ثبت می شود و  بعد ها راحت تر یاد اوری می شود. و یاد اوری مجدد منجر به تولید احساسات مشابه و حال بد مشابه خواهد شد. ایا می توانیم موضوعات و مسایل را فراموش کنیم؟

خبر بد این است که  ما معمولا مسایلی را که ما با انها در گیری فکری داریم نمی توانیم فراموش کنیم . و انها برای همیشه در ذهن ما ثبت می شوند. کافیست در شرایط مشابه قرار گیریم یا نا خود اگاه فکرمان با دیدن تصویری یا شنیدن صدایی یا بوییدن عطری تحریک شود. مجددا همه اتفاقات مثل یک فیلم سریع در ذهن ما از جلوی چشممان رد می شود و همه چیز دوباره برای ما اتفاق می افتد. آیا این به ان معنی است که ما هر گز نخواهیم توانست از شر این افکار و این احساسات رهایی یابیم؟
بسیاری از ما البته توانسته ایم به مرور زمان با این مشکلات کنار بیاییم و دیگر مثل سابق نسبت به این مسایل حساس نباشیم. اما بعضی از ما همچنان با مسایل قدیمی درگیریم و تحریک میشویم. چه تفاوتی بین افرادی که کنار میایند و افرادی که هنوز به راحتی تحریک میشوند وجود دارد. چرا بعضی ها دیگر نسبت به مشکلات سابق حساس نیستند  اما بعضی به راحتی در برابر مشکلات گذشته و حال به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند و احساس های نا خوشایندی را تجربه می کنند؟

اتفاقاتی که در عالم بیرون اتفاق می افتد غیر قابل تغییر هستند و وقتی اتفاقی میافتد ما دیگر نمی توانیم به عقب برگردیم و از اتفاق افتادن ان جلو گیری کنیم. تصادفی که اتفاق می افتد دیگر نمی توان به عقب برگشت و از ان جلو گیری کرد. دعوایی که بین زن و شوهر اتفاق می افتد و حرف هایی که رد و بد می شود دیگر قابل بازگشت نیست. مرگ عزیزان همینطور و رد شدن در امتحانات و.... اتفاقاتی هسنتد که بعد از وقوع دیگر قابل تغییر نیستند.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
وقتی ما نسبت به اتفاقاتی که در گذشته افتاده همچنان حساس هستیم و به سر عت تحریک می شویم و احساسات نا خوشایند را تجربه میکنیم به این معنی است که در خصوص ان اتفاق چیزی در ما تغییر نکرده است. به عبارتی ما همچنان پشت همان پنجره ایستاده ایم و همان منظره نا خوشایند را می بینیم. قبلا گفتیم که این منظره غیر قابل تغییر است. زیرا اتفاقی که افتاده دیگر قابل برگشت نیست. اما ما می توانیم از کنار این پنجره رد شویم و در کنار پنجره ی دیکری بایستیم و منظره را از زاویه ای دیگر نگاه کنیم. به احتمال خیلی زیاد دیگر ان منظره قبلی را نمی بینیم. البته واقعیت بیرونی ان اتفاق تغییری نکرده و همانست که بود. اما تغییر زاویه دید ما باعث می شود که ما و وقتی دو باره از سویی دیگر به ان منظره نگاه نگاه میکنیم دیگر آن جزئییات آزار دهنده را نمی بینیم. این موضوع را سهراب سپهری سالها پیش به خوبی و به زیبای بیان کرده.

چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید.

 شاید بگویید چه فرقی میکند ان اتفاق افتاده و دیگر قابل باز گشت نیست. تغییر زاویه ی دید چه سودی دارد؟ ساده است ما وقتی زاویه دید مان را عوض می کنیم و نگرش خود را نسبت به مسایل عوض میکنیم دیگر مثل قبل ازار نمی بینیم. و متوجه می شویم که در لحظه ای که ان اتفاق افتاده ما از زاویه ی بدی به ان موضوع نگاه کردیم و نتیجه گیری بدی کردیم و این نتیجه گیری بد ارامش درونی ما را از ما میگیرد. اما وقتی نگرش ما تغییر میکند و زاویه ی دید ما عوض می شود و مساله را از پنچره ای جدید میبینیم، نکات زیاد دیگری از ان اتفاق برای ما روشن می شود که قبلا نمی دیدیم. حالا ممکن است نکات مثبتی در ان اتفاق ببینیم و متوجه شویم که ان اتفاق به طور کامل و صد در صد هم بد نبوده است و نکات مثبت و اموزنده ای هم داشته که ما از ان غافل بودیم.
 بنابراین اگر موضوعی داریم که مدت هاست فکر ما را به خود مشغول کرده و ارامش درونی ما را سلب کرده و با ان راحت نیستیم شاید بد نباشد موقعیت خود را عوض کنیم. و با عینک جدیدی به مسایل نگاه کنیم.
  • حسین طارمیلر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی